دوصد گفته چون نیم کردار نیست

   دیروز وقتی مردم قدرشناس رو دیدم که به استقبال رئیس جمهور محبوبمون رفته بودن، احساس غرور کردم؛ اما متأسفانه لنگه کفش هایی که توسط بعضی از این افراطی ها و شبه طالبانی های داخلی به سمت اتومبیل رئیس جمهور پرت شد، باعث شد تا من هم مثل همه ی اون هایی که از دستاوردهای آقای روحانی خوشحال بودند، دردی توی سینه م حس کنم؛ دردی که به این راحتی ها التیام پیدا نمی کنه. 

   شنیدم که اسرائیل و بعضی از کاسب های تحریم که نونشون درحال آجر شدنه خیلی از خوب شدن رابطه ی ایران و آمریکا غصه دار شدن، دیگه چیزی نمی گم... فکر کنم هرکی این مطلب رو بخونه سؤالی که واسه من پیش اومده ذهنش رو قلقلک می ده!

   به هرحال این که چه نفعی از این مهر و تسبیح و لنگه کفش پرت کردن ها می برید به کنار، فقط می خوام بدونم تا کی باید یک بدن سالم و پر انرژی فقط و فقط به خاطر یک تومور کوچولوی سرطانی عذاب بکشه؟ 

   امیدوارم به زودی شاهد ریشه کن شدن همه ی افراط گرایان داخلی باشیم، (خارجی ها به ما ربطی ندارن)!

   آقای روحانی! به خاطر تمام زحماتی که توی این سفر کشیدید از شما و همراهانتون ممنونم! شما مصداق کامل این شعر هستید: دوصدگفته چون نیم کردار نیست.

/ 3 نظر / 61 بازدید
حرارت...

و من هم بسیار ازین رفتار زشت گمراهان به نوبه ی خود بسیار عذر می خواهم

محسن

اگر مردم دست از زود قضاوت کردن بردارند هم جو جامعه آروم تر میشه هم روحانی میتونه راحت تر کارشو در جهت بهبود وضعیت ایران انجام بده

محدثه

باید در نظر داشته باشیم که عقاید سیاسی یه چیز شخصیه به شخصه با کار هیچ کدومشون موافق نیستم و ترجیح میدم نتیجه ی یه کاریو ببینم بعد درموردش نظر بدم