طرح گام به گام صداوسیما....

    اوایل انقلاب یک سؤال اساسی مطرح بود و آن این که :

               «آیا هدف وسیله را توجیه می کند؟»

... والبته صدها مقاله دراین باره نوشته شد تا به هرزبانی که شده بگوید:

               «البته که نه! هرگز هدف وسیله را توجیه نمی کند!»

    اما دلیل این جواب صحیح چه می توانست باشد جز این که مولای متقیان حضرت علی (ع) ردای خلافت را به لقایش بخشید تا مجبور نباشد به دروغ بگوید حاضر است بر سنت دوخلیفه ی قبلی رفتار کند اگرچه به سنت رسول الله (ص) و کتاب الهی قطعا عمل خواهد کرد. هرچند که سیل انتقادات به این رفتار مولا جاری شد، اما درنهایت تاریخ این را فهمید که هدف وسیله را توجیه نمی کند هرچند این وسیله یک دروغ مصلحتی(!) وآن هدف، اتفاق مهم و بزرگی چون رسیدن خلافت به صاحب اصلی آن حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) باشد.

    امروز چه اتفاقی دارد می افتد؟

    رسانه ی ملی که عهده دار رساندن پیام اصلی اسلام و انقلاب به گوش مردم است، هرروز دررفتارهای ضد دینی اش گستاخ تر و بی مهاباتر می شود. گویا سازندگان سریال های پرمخاطبی چون «دودکش» یا از احکام اسلام اصلا سردرنمی آورند یا خدای نکرده شمشیر خود را از رو بسته اند!

    «فیروز» سمبل یک مسلمان زحمتکش که عهده دار مسئولیت حداقل چهار خانواده به صورت مستقیم و چندین کارگر قالیشوئی به صورت غیرمستقیم قرار است به عنوان فردی معرفی شود که حلال و حرام را رعایت می کند و البته مردم هم در طول سی قسمت تقریبا به این باور می رسند و اورا به همین شکل می پذیرند، اما دو اشتباه خزنده درون فیلم وجود دارد که اگرچه سازنده ی فیلم سعی دارد این موضوع را به حاشیه براند، اما متأسفانه تأثیری انکارنشدنی در اذهان عمومی باقی می گذارد: اولین اشتباه جایی است که فیروز برای جلوگیری از به هم خوردن عروسی رفیقش از یک عمل اشتباه حاوی دوحرام بزرگ بهره می گیرد، یعنی قالی های قیمتی یکی از مشتریانش را بدون اجازه ی او به عنوان قالی دوستش می برد وسط مجلس عروسی که اولین گناه «خیانت در امانت» و دومی «دروغ» است. بگذریم از این که اساسا کمک به شکل گیری ازدواجی که بخواهد به خاطر یک قالی ابریشمی سربگیرد یا به هم بریزد از ریشه اشتباه است.

   هنوز خشم ناشی از تماشای این سکانس های افتضاح فروننشسته بود که شاهد دومین خطای این سریال آموزنده(!) و خانوادگی شدیم؛ نصرت برای کمک به فیروز برای تأمین هزینه ی بیمارستان، قالی ابریشمی و گرانقیمت مسجد را بدون اجازه از متصدیان امور مربوط به مسجد گرو می گذارد تا پولی دریافت کند....

   دیگر نمی خواهم بیش از این توضیح دهم، فقط یک سؤال از مسئولین صداوسیما دارم: آیا این رفتارها برای توجیه این موضوع است که «هدف وسیله را توجیه می کند»؟

   اگر پاسخ شما مثبت است که اصلا کاری باشما ندارم و سیاست ضددینی شما بر من و امثال من اثبات می گردد. اما اگر پاسختان منفی است، آیا وقت آن نرسیده که در گزینش مطالبی که به عناوین مختلف از رسانه ی ملی مطرح می گردد نظارت کافی و دقیق اعمال شود؟

   دوستان توجه داشته باشید که من یک مسلمان متحجر افراطی نیستم که بگویم در این مملکت باید صددرصد همه چیز اسلامی و انقلابی شود، بلکه اعتقاد دارم اگر پرچم اسلام را الم کردیم، حق نداریم خلاف تعالیم دینی را از تریبون های رسمی آموزش دهیم، اما اگر روش مملکت داری قرار است عوض شود و اسلام به حاشیه رانده شود، اشکالی ندارد؛ فقط لطفا پرچم اسلام را هم از  سردر آموزشکده های رسمی و علنی خود بردارید! چرا که روز قیامت باید جوابگوی کسانی باشید که امروز به نامشان بر منبر خلافت نشسته اید.

/ 4 نظر / 14 بازدید
دیتا30تی

با سلام و عرض خسته نباشید وبلاگ تمیز و زیبایی دارید و شیک درست کرده اید ممنون میشم منو هم لینک کنید خیلی ممنون

وحید

سلام باید خدارو شکر کنیم که فقط این دوتا بود هرچی بیشتر جلو میریم بیشتر می فهمم که چرا آقای بهجت تلویزیون رو حرام اعلام کرد باز دم ماهواره گرم که جایگاه باطل خودشرو عیان کرد تلویزیون به اصطلاح اسلامی ما حق و باطل رو باهم به خورد ما میدن به امید ظهور امام زمان(ع) [لبخند]

خاله پسر

شما به این دو تا نکته اشاره کردید ولی اون موضوعی که از این دو تا مهم تر بود رو نگفتید مسخره کردن روحانی ها که اون روحانی با موتور سوار شدنش و گذاشتن کلاه ایمنی به جای عمامه داشت اینکارو میکرد

منتقد

کلا در اکثر برنامه های طنز سیما مسائل اخلاقی و شئونات اسلامی رعایت نمی شود.