واحه

وقتی از شوق وصال می نهادم باسر پای در بیراهه خار صحرایی گفت: عشق یعنی واحه

 
ماهیت واقعی یأجوج و مأجوج
نویسنده : لیلی تکلیمی - ساعت ۸:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۱٢
 

سلام دوستان.

مطلبی که امروز می خوام بذارم، قبلا توی سایت گفتگوی قرآنی راجع بهش حرف زدم و جواب هایی هم گرفتم که از نظر منطقی به هیچ عنوان قانعم نکرد، شما رو نمی دونم:

http://www.askquran.ir/thread8606-2.html

حالا اگه مایلید می تونید به این لینک برید یا این که به ادامه ی مطلب، اما از نظرات غیر تکراری در این زمینه به شدت استقبال می کنم.


در قرآن مجید در دو سوره از یاجوج و ماجوج سخن به میان آمده ، یکى در 94سوره کهف و دیگر در سوره انبیاء آیه 96.
*«قَالُوا یا ذَا الْقَرْنَینِ إِنَّ یأْجُوجَ وَمَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ فَهَلْ نَجْعَلُ لَکَ خَرْجًا عَلَى أَنْ تَجْعَلَ بَینَنَا وَبَینَهُمْ سَدًّا(الکهف/94)(آن گروه به او) گفتند: «ای ذو القرنین یأجوج و مأجوج در این سرزمین فساد می‌کنند؛ آیا ممکن است ما هزینه‌ای برای تو قرار دهیم، که میان ما و آنها سدی ایجاد کنی؟!»
«حَتَّى إِذَا فُتِحَتْ یأْجُوجُ وَمَأْجُوجُ وَهُمْ مِنْ کُلِّ حَدَبٍ ینْسِلُونَ(الأنبیاء/96)تا آن زمان که «یأجوج» و «مأجوج» گشوده شوند؛ و آنها از هر محل مرتفعی بسرعت عبور می‌کنند».

آیات قرآن به خوبى گواهى مى دهد که این دو نام متعلق به دو قبیله وحشى خونخوار بوده است که مزاحمت شدیدى براى ساکنان اطراف مرکز سکونت خود داشته اند.
به گفته مفسر بزرگ ، علامه طباطبائى در المیزان یأجوج و مأجوج دو طائفه از مردم بودند که از پشت کوه به مردم حمله می کردند،و قتل عام و غارت راه انداخته اسیر می نمودند.دلیل بر همه اینها سیاق آیه است که تماماً ضمیر عاقل به آنان برگردانده شده و نیز عمل سد کشیدن بین دو کوه و غیر از اینها.{تفسیرالمیزان،ج13ص503}
 
 
اما سؤالاتی که به ذهن من رسیده این هاست:

 

1- اگر یأجوج و مأجوج همان قوم مغول باشند، چطور ذوالقرنین آن ها را زندانی کرد ولی سال ها بعد به ایران حمله کردند و آن همه ظلم و جنایت انجام دادند؟
2- 2- اگر یأجوج ومأجوج می توانند به سرعت از همه ی بلندی ها عبورکنند، پس برایشان مانعی نباید باشد که ارتفاع سد را هم طی نموده واز آن عبورنمایند. پس آن ها درون سد زندانی شده اند نه پشت سد. حالا شما چه موجودزنده ای را می شناسید که بتواند درون آلیاژی از آهن و مس زنده بماند و به حیات خود ادامه دهد؟
3- چرا با آزاد شدن یأجوج و مأجوج بشریت اقرار به ستمگری خود می کند؛ آیا با داشتن این هم صلاح جنگی پیشرفته نمی تواند با این قوم عقب مانده که در بدویت محصور شده اند ( حداقل تا امروز سه هزارسال از تمدن بشری دورمانده اند!) به مبارزه برخیزد یا اقلا تلاش خودش را بکند؛ نه این که بلافاصله به غفلت و ستمکاری خود شهادت دهد؟ علی الخصوص این که این واقعیت نشانه ی قیامت و قبل از آن حادث می شود. پس هنوز پرده های غیب کنار نرفته و چشم حقیقت بین بشر نباید باز شده باشد.
4- به فرموده ی قرآن، یأجوج و مأجوج در «زمین» فساد می کنند نگفته به آدم ها یا بین مردم فساد می کنند. این خودش نکته ی قابل توجهی است و می توان فکر کرد که این دوطایفه تعلقی به زمین نداشته اند که آن را به راحتی به فساد می کشانند.
5- اگر آن ها از طوایف انسانی بوده و هستند، چه طور آن جور آرام و موقر و بی سروصدا نشسته اند تا ذوالقرنین به کمک آن جماعت بی فرهنگ زبان نفهم فرصت داشته باشند آن همه آهن را جمع آوری کنند و بریزند میان دوکوه و آتش به پا کنند و ذوبش نمایند و بعد هم مس مذاب به آن اضافه نمایند و آن دو طایفه ی فاسد را محصور نمایند! یعنی با این حساب خیلی یأجوج و مأجوج بچه های خوبی بوده اند که اجازه داده اند بزرگ ترها کارشان را بی دردسر انجام دهند و مزاحمتی طی این عملیات برای زندانی کننده های خویش ایجاد نکرده اند. نمی تواند این طور باشد که یک طرف آن مردم بی چاره ی بی فرهنگ بوده باشند و یک طرف یأجوج و مأجوج و سدی هم درمیانشان؛ بلکه یأجوج و مأجوج به فرموده ی قرآن درون سد زندانی شده اند که با توجه به عرایض بنده در بالا حتما اقوام غیربشری بوده اند و فاقد شعور که بدانند ذوالقرنین دارد چه کار می کند و چه نقشه ای برایشان دارد.
6- در قرآن فرموده که ذوالقرنین اول به سمت مغرب می رود( جایی که خورشید در زمین تیره و گل آلودی فرومی رود) و بعد از آن به خاستگاه خورشید می رسد (شرق). آیا این با عقل جوردرمی آید که پادشاهی با آن همه فراست مسیری را رفته و بعد در جهت عکس برگشته باشد وتغییر جهت داده باشد؟ شاید سفر به مشرق در ادامه ی سفرش به مغرب حاصل شده یا این که اصلا به شرق(چین و ژاپن) نرفته و به جایی که امروز به آن آمریکا می گویند رسیده باشد. شاید حل المسائل این مطلب در آمریکا باشد و ما بی جهت شرق را برای یافتنش زیرو رو می کنیم.
7- حالا آن سد کجای این دنیاست؟ شاید یأجوج و مأجوج نوعی از انرژی مهار نشده ی هسته ای باشند!؟ مثلا نوعی رادیواکتیو که هنوز کشف نشده و آثارمخرب آن بالاتر از اندیشه ی بشری است. این که رخنه در سد می تواند آنها را آزاد کند و آزادی این دو مهارنشدنی است، خود دلیل روشن تری بر این موضوع است.


 
comment نظرات ()