واحه

وقتی از شوق وصال می نهادم باسر پای در بیراهه خار صحرایی گفت: عشق یعنی واحه

 
عالمان بی عمل
نویسنده : لیلی تکلیمی - ساعت ۱:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/٦
 

سلام دوستان

عزاداری هاتون قبول

این بار می خوام یه سری به عالم بچه ها بزنم. 

وقتی داشتم به همراه پسرکوچولوم وینی پوه رو می دیدم، متوجه قسمتی از این
 کارتون چذاب و ملایم شدم که برام تداعی یه مسئله ی خیلی جالب رو کرد:
در این اپیزود قهرمان های داستان ته یه چاه گیر افتادن و فقط پیگلت اون بالاست که
 همه از ته چاه تشویقش می کنن که بره ته جنگل و کمک براشون بیاره. پیگلت که 
خیلی ترسیده، زیربار نمی ره و بعد جغد با یه نطق قرّاء تحریکش می کنه و بهش
 انگیزه می ده و رهسپارش می کنه و در عین حال وسط سخنرانی ش به بالای چاه
 هم پروازی داره که از حیطه ی رفتارهای خودآگاه و منطقی خارجه.
اما حیوونای ته چاه بعد از این اتفاق با حیرت به جغد نگاه می کنن ؛ نه به این خاطر 
که این عالم بی عمل همین حالا بالای چاه بود، بلکه به خاطر این شگفت زده شده
 بودن که چه قدر خوب سخنرانی کرد!!!!
یاد چی افتادین؟
من که خیلی زود به یاد سیاستمدارهای ایرانی افتادم که نزدیک انتخابات و حتی در
 زمانی که مشغول خدمت (!) به میهن هستن، چه قدر زیبا سخنرانی می کنن درحالی
 که بالای چاه ایستادن و ما ته چاه منتظر کمک هستیم و فقط از سخنرانی هاشون 
غرق حیرت می شیم!!

 
comment نظرات ()