واحه

وقتی از شوق وصال می نهادم باسر پای در بیراهه خار صحرایی گفت: عشق یعنی واحه

 
آقایان؛ واقعا حواستان هست؟!
نویسنده : لیلا تکلیمی (ل.تمنّا) - ساعت ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۱۱
 

   در ادامه ی همان طرح گام به گام صداوسیما می خواهم مطالبی را عرض کنم که امیدوارم آقایان دست اندرکار به جای عصبانی شدن، کمی فکر کنند انشاءالله که اگر مغرض نیستند، تدبیری سالم بیندیشند.

   یک گروه اقلیت سیاسی و مذهبی در بین مردم و مسئولین وجود دارند که البته جمعا تعدادشان کمتر از چهار میلیون نفر است (با استناد به انتخابات اخیر عرض می کنم).

   اما این گروه اقلیت، صداوسیما را سخت در مشت خود گرفته اند و مقاصد خود را از این طریق پیاده می کنند. آقایان با وجود این که می دانند مردم عمدتا از گفتمان ایشان بیزارند، با سماجت سعی در ارائه ی گفتمان افراطی خویش دارند واین اولین قدم اسلام زدایی است، یعنی ایجاد نفرت از اسلامی که این ها به مردم معرفی می کنند. ایشان با فلسفه به شدت مخالفند و تمامی میزگردهای علمی و فرهنگی، سریال های مذهبی و حتی سخنرانی ها آشکارا فلسفه را توبیخ کرده و اخیرا هم به کرّات مشاهده شده که به بزرگانی چون ملاصدرا و ابن عربی نیز چنان اهانت و تهمت بارمی کنند که سال ها بحث لازم است تا ذهن مردم را از این شبهات پاک کرد. (واقعا چرا؟!)

    قدم دوم جایگزین کردن یک نوع تفکر دیکته شده به جای اسلام است. (ازته دل امیدوارم که طرفداران این اقلیت افراطی ندانند چه دارند می کنند و به محض دانستن دست از این کارهای غلط بردارند.)

    اما لازمه ی این تفکر غیردینی، ابتدائا اخلاق زدایی است که صدا وسیما به خوبی از عهده اش برآمده و در غالب برنامه های دینی دین زدایی فرموده، در غالب برنامه های اخلاقی اخلاق زدایی و درغالب برنامه های ضدتهاجمی مثل ماهواره و مواد مخدر به نحو أحسن به تبلیغ و ترویج و آموزش این موارد پرداخته است.

   گام سوم ارائه ی تفکر فلسفی غیر الهی به جای تفکر الهی است. هرچند که حضرات دم از مخالفت با فلسفه می زنند و فلاسفه ی مسلمان را به تیغ نقدغیرمنصفانه زخمی می کنند، اما بی آن که بدانند تفکری را ترویج می کنند که پشتوانه ی تمام سیاستهای علمی، فرهنگی، اقتصادی و هنری غرب است یعنی فلسفه ی کانت!

   بگذارید کمی درباره ی این تفکر فلسفی غیرالهی توضیح دهم: وقتی دکارت جواهر سه گانه ی خود را عرضه کرد(جوهرخالق یعنی خدا، جوهر مخلوق اعم از مادی و روحانی) و تمام خصوصیات انسان را به جوهرمادی نسبت داد غیراز تفکر که مختص جوهرروحانی است، مشکلاتی را دراین زمینه ایجاد کرد که جای بحث آن اینجا نیست؛ اما نتیجه این شد که فلاسفه ی بعد از او وقتی نتوانستند توجیه علمی مناسبی برای ارتباط بین جوهرمادی و جوهر روحانی پیدا کنند، حوهر روحانی را کنار گذاشته یا انکار کردند تا دیگر مورد دست و پاگیری برای تفکراتشان موجود نباشد. لذا کانت که پدرفلسفه ی نوین غرب است، مواردی از قبیل روح و خدا را از محدوده ی علم خارج ساخت و آن را نوعی تمایلات بشری اعلام کرد. (بازصدرحمت به کانت که حداقل نه اثباتش کرد و نه انکارش!) اما فلاسفه ی بعد از کانت به کل روح را منکر شدند و این سرآغاز دوره ی جدیدی از تفکر فلسفی غرب بود که نتیجه ی طبیعی آن جایگزین شدن انسان به جای خدا در روی زمین و پیشرفت چشمگیر علوم مختلف ازجمله فیزیک در مغرب عالم بود.

   اما حذف روح به این سادگیها امکان پذیر نبود، بسیاری از اعمال و رفتارهای انسانی با هیچ جوهر مادی قابل تفسیر و توجیه نیست و این چالش بزرگ تفکرفلسفی نوین غربی بود. البته راه حلش خیلی زود پیدا شد:

(خواهش می کنم خیلی دقت کنید):

   « جایگزین کردن علم ژنتیک و توجه به قوانین فیزیک درحیطه ی رفتارهایی که در رابطه با روح از انسان سرمی زند»

   اندکی توجه به برنامه های صداوسیما-مخصوصا برنامه ای که هم اکنون از شبکه ی مستند سیما در حال پخش است- این مطلب را به خوبی روشن می کند: افسانه زدایان نام این برنامه است که درواقع باید به جای افسانه از لفظ معادل سازی شده ی آن یعنی روح استفاده می شد تا مقصد این برنامه کاملا مشخص شود.

   شاید برایتان عجیب باشد، اما تا آخر این مطلب حوصله کنید. گروه ویژه ای که کارش بررسی افسانه های ملل و یا صحنه های عجیب درفیلم های سینمایی معروف است و درست یا غلط بودن آن را با یک آزمایش و اکتشاف علمی بررسی می کند، در طول برنامه نیز مدام تأکید می کنند که مبادا شما این آزمایش را انجام دهید؟ خطرناک است و ما که می بینید این کارها را می کنیم دریک محیط کاملا ایمن و با کارگروههای ویژه هستیم! البته حق هم دارند این همه تأکید کنند چون اگر دروغ یکی از آزمایشهایشان معلوم شود چگونه حرف خود را به کرسی بنشانند؟

   در هر قسمت از این سریال مستند، تعدادی موضوع علمی و قابل قبول مطرح می شود تا فقط یک یا دو مطلب در رابطه با سیاست حذف روح ارائه شده و مورد قبول و باور عمومی قرار گیرد(همان مثل معروف راست و دروغ را با هم به خورد کسی دادن برای باورپذیری همان یک دروغ). این که کسی روی ذغال گداخته راه برود، یا رفتارهای غیرممکن راهبان معبد شائولین و مرتاض های هندی و... اینها به روح هیچ ربطی ندارد، بلکه از قوانین فیزیک نشأت گرفته!!

   البته گروه سنی نوجوانان که با ولع بسیار این مطالب را دنبال می کنند، چنان غرق شعف می شوند که انگار به کشف حیات در دیگر کرات دست یافته اند!

   از این برنامه ها گذشته، در اخبارو برنامه های علمی دیگر هم با آب و تاب فراوان از کشف ژنی که فلان رفتار بشر را کنترل می کند حرف می زنند!

   مثلا همین اواخر ژنی را عرضه کرده اند که دراثر بدرفتاری والدین تغییر فرم می دهد و به بدرفتاری کودک منجر می شود!!! ما منکرژن نیستیم ولی آیا هرآنچه که تاکنون روح متولی انجام امورش بوده منحصرا به ژن مربوط است؟

   بله عزیزان! علم ژنتیک و قوانین فیزیک دارد کم کم جایگزین روح می شود تا مشکلات مربوط به حذف روح در تفکر فلسفی غرب به طور کامل حل شود. آقایان مسئول در رأس رسانه ی ملی!! آیا حواستان هست دارید با ایمان و اعتقاد مردم چه می کنید؟ همان طور که در مطلب قبلی عرض کردم، کاش لااقل پرچم اسلام را از سردرآموزشکده های رسمی خود برمی داشتید و این طور به دین خیانت نمی کردید....      


 
comment نظرات ()