واحه

وقتی از شوق وصال می نهادم باسر پای در بیراهه خار صحرایی گفت: عشق یعنی واحه

 
مرگ بر آمریکا دقیقا یعنی چی؟
نویسنده : لیلا تکلیمی (ل.تمنّا) - ساعت ٦:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۳۱
 

 

دوروز پیش یعنی دقیقا 28 مرداد 92 توی بیمارستان تأمین اجتماعی شهریار بستری شدم تا به خاطر تصادفی که کرده بودم تحت عمل جراحی پا قرار بگیرم، تا اینجاش زیاد مهم نیست....

مهم اینه که حادثه درکمین همه ی ما آدمهاست. اما مهم تر از اون اینه که وقتی یکی نیازمند دارو و درمون و عمل جراحی می شه چه اتفاقات دیگه ای درانتظارشه؟

من از بیست و چهارسالگی تا حالا شش بار اطاق عمل رفتم و چهار بار بیهوشی کامل و دوبار اخیر هم که دلیلش تصادف و شکستگی پا بود، بی حسی ازکمر داشتم. دفعه ی قبل دوسال و نیم پیش بود و اینبار هم دوروز پیش. اما چیزی که خیلی برام اهمیت داره عوارض داروهای بیهوشی و بی حسی بوده. چهاربار بیهوشی کامل عوارض بسیار کمتری نسبت به این دوبار بی حسی داشته فقط و فقط به خاطر این که دفعات قبلی از داروهای آمریکایی استفاده شده بود و این بار البته داروهای هندی و چینی! دلیلش هم مشخصه؛ ما با آمریکا قهریم و همه ش د اد می زنیم: مرگ بر آمریکا!!!

ولی مرگ بر آمریکا دقیقا یعنی چی؟

بذارین از عوارض بی حسی آخرم بگم: اولش حالت تهوع بسیار شدید که تا امروز ادامه داره و هیچ داروی ضدتهوع (چینی و هندی!) ای حریفش نیست. بعدیش سردردهای بسیار شدیده که تا همین لحظه که دارم می نویسم آزارم می ده و باعث شده تمام کلمات جلوی چشمم به رقص صوفیانه بپردازن. و اما مهم ترینش که شاید برای محققین محترم علوم پزشکی هم خالی از لطف نباشه: فراموشی موقت!! بله دوستان درست شنیدید! من دچار یک نوع فراموشی عجیب شدم که تا چند ثانیه و حتی دقیقه بعد از این که از خواب بیدار می شم همراهمه. فراموش می کنم کجا هستم، چه ساعتیه، و این سه روز چه اتفاقی از سرم گذشته. نه اطاق عمل یادم میاد و نه دردهایی که کشیدم و غصه ای که به خاطر سه تا بچه های نگرانم خوردم. فراموش می کنم که یک انسان فرشته صفت که همراه تخت بغلی من بود توی دو روزی که دربیمارستان بستری بودم چه جوری ازم پرستاری می کرد انگار که خواهرشم.

الهی هرگز کسی دچار چنین دردو رنجی نشه و البته فراموش کردن این جور موارد خیلی بهتر از یادآوریشونه......

من از تمام دردهام می گذرم و فراموششون می کنم، اما می خوام بدونم داروهای هندی و چینی که ارمغان مرگ بر آمریکا هستن و جایگزین غلطی برای داروهای آمریکایی و اسرائیلی، با کدوم مجوز عقلی و دینی به ما مردم دردکشیده تحمیل می شن؟ چرا هزینه ی سیاستهای غلط  دولتهامون رو باید ما مردم پرداخت کنیم درحالیکه همه ی رؤسا و رهبرانمون درشرایط مشابه در بهترین بیمارستان های اروپا و آمریکا با تجهیزات پزشکی عالی خواهند بود و فقط ما هستیم که نه جون و نه خون باارزشی برای سران این مملکت داریم. البته جون و خون ما فقط درمقابل توپ و تانک دشمن باارزشه! فقط وقتی صحبت دفاع از خاک و میهن و دین پیش میاد مردم می شن ولی نعمت و تاج سر، چون قرار نیست حضرات عالی مقام آسیبی ببینند.

از ما که گذشت، حداقل از جون و خونی که قراره بعدها واسه آرمان های شما دولتمردان خاک جبهه هارو رنگین کنه درست محافظت کنید و براشون ارزشی قائل بشید. یک عمر فریاد زدید و زدیم مرگ بر آمریکا تا امروز بفهمیم معنی واقعی ش مرگ تدریجی ملته.

می ترسم این اثرات عجیب داروهای هندی و چینی باعث بشه یه روز صبح که از خواب پاشدیم، فراموش کنیم واسه چی انقلاب کردیم، جنگیدیم، راهپیمایی رفتیم، پای صندوق های رأی حاضر شدیم و صدها حماسه خلق کردیم. می ترسم فراموش کنیم که ایرانی هستیم، که مسلمونیم، که شهید دادیم، که امام رو با چشمای گریون بدرقه کردیم....  ولی فقط امیدوارم فراموش کنیم که بازهم فریاد بزنیم: مرگ بر آمریکا!!!

 


 
comment نظرات ()
 
 
طرح گام به گام صداوسیما....
نویسنده : لیلا تکلیمی (ل.تمنّا) - ساعت ۸:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۱٩
 

    اوایل انقلاب یک سؤال اساسی مطرح بود و آن این که :

               «آیا هدف وسیله را توجیه می کند؟»

... والبته صدها مقاله دراین باره نوشته شد تا به هرزبانی که شده بگوید:

               «البته که نه! هرگز هدف وسیله را توجیه نمی کند!»

    اما دلیل این جواب صحیح چه می توانست باشد جز این که مولای متقیان حضرت علی (ع) ردای خلافت را به لقایش بخشید تا مجبور نباشد به دروغ بگوید حاضر است بر سنت دوخلیفه ی قبلی رفتار کند اگرچه به سنت رسول الله (ص) و کتاب الهی قطعا عمل خواهد کرد. هرچند که سیل انتقادات به این رفتار مولا جاری شد، اما درنهایت تاریخ این را فهمید که هدف وسیله را توجیه نمی کند هرچند این وسیله یک دروغ مصلحتی(!) وآن هدف، اتفاق مهم و بزرگی چون رسیدن خلافت به صاحب اصلی آن حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) باشد.

    امروز چه اتفاقی دارد می افتد؟

    رسانه ی ملی که عهده دار رساندن پیام اصلی اسلام و انقلاب به گوش مردم است، هرروز دررفتارهای ضد دینی اش گستاخ تر و بی مهاباتر می شود. گویا سازندگان سریال های پرمخاطبی چون «دودکش» یا از احکام اسلام اصلا سردرنمی آورند یا خدای نکرده شمشیر خود را از رو بسته اند!

    «فیروز» سمبل یک مسلمان زحمتکش که عهده دار مسئولیت حداقل چهار خانواده به صورت مستقیم و چندین کارگر قالیشوئی به صورت غیرمستقیم قرار است به عنوان فردی معرفی شود که حلال و حرام را رعایت می کند و البته مردم هم در طول سی قسمت تقریبا به این باور می رسند و اورا به همین شکل می پذیرند، اما دو اشتباه خزنده درون فیلم وجود دارد که اگرچه سازنده ی فیلم سعی دارد این موضوع را به حاشیه براند، اما متأسفانه تأثیری انکارنشدنی در اذهان عمومی باقی می گذارد: اولین اشتباه جایی است که فیروز برای جلوگیری از به هم خوردن عروسی رفیقش از یک عمل اشتباه حاوی دوحرام بزرگ بهره می گیرد، یعنی قالی های قیمتی یکی از مشتریانش را بدون اجازه ی او به عنوان قالی دوستش می برد وسط مجلس عروسی که اولین گناه «خیانت در امانت» و دومی «دروغ» است. بگذریم از این که اساسا کمک به شکل گیری ازدواجی که بخواهد به خاطر یک قالی ابریشمی سربگیرد یا به هم بریزد از ریشه اشتباه است.

   هنوز خشم ناشی از تماشای این سکانس های افتضاح فروننشسته بود که شاهد دومین خطای این سریال آموزنده(!) و خانوادگی شدیم؛ نصرت برای کمک به فیروز برای تأمین هزینه ی بیمارستان، قالی ابریشمی و گرانقیمت مسجد را بدون اجازه از متصدیان امور مربوط به مسجد گرو می گذارد تا پولی دریافت کند....

   دیگر نمی خواهم بیش از این توضیح دهم، فقط یک سؤال از مسئولین صداوسیما دارم: آیا این رفتارها برای توجیه این موضوع است که «هدف وسیله را توجیه می کند»؟

   اگر پاسخ شما مثبت است که اصلا کاری باشما ندارم و سیاست ضددینی شما بر من و امثال من اثبات می گردد. اما اگر پاسختان منفی است، آیا وقت آن نرسیده که در گزینش مطالبی که به عناوین مختلف از رسانه ی ملی مطرح می گردد نظارت کافی و دقیق اعمال شود؟

   دوستان توجه داشته باشید که من یک مسلمان متحجر افراطی نیستم که بگویم در این مملکت باید صددرصد همه چیز اسلامی و انقلابی شود، بلکه اعتقاد دارم اگر پرچم اسلام را الم کردیم، حق نداریم خلاف تعالیم دینی را از تریبون های رسمی آموزش دهیم، اما اگر روش مملکت داری قرار است عوض شود و اسلام به حاشیه رانده شود، اشکالی ندارد؛ فقط لطفا پرچم اسلام را هم از  سردر آموزشکده های رسمی و علنی خود بردارید! چرا که روز قیامت باید جوابگوی کسانی باشید که امروز به نامشان بر منبر خلافت نشسته اید.


 
comment نظرات ()