واحه

وقتی از شوق وصال می نهادم باسر پای در بیراهه خار صحرایی گفت: عشق یعنی واحه

 
غم زرد
نویسنده : لیلا تکلیمی (ل.تمنّا) - ساعت ۸:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱٠
 

کلاغا نعره شون مرگ آفرینه

صدای قلب عاشقها همینه

به همراه غروب و خش خش برگ

غم زرد خزون بر دل می شینه

 

نمی دونم ولی می گن همیشه

شب زندونیا آخر نمی شه

براشون دشت و دریا قاب عکسه

براشون هر هوایی گرگ و میشه

 

لب برکه عزاداری نشسته

دلش از هجرت یارش شکسته

غروب و حسرت و تنهایی و غم

کلاغا توی ابرا دسته دسته

 

همیشه وقتی که عاشق می میره

دل صحرا دل دریا می گیره

همه حالا پشیمون از گذشته

دیگه اشکی نریزین؛ خیلی دیره!


 
comment نظرات ()